آیکون خبر

خبر کامل

حکمرانی مالیاتی؛ راه بازسازی پیوند میان ملت و دولت و پایان دوران اقتصاد رانتی

تأمین بودجه عمومی فراتر از یک فرآیند فنی و حسابداری، در واقع تعیین‌کننده ماهیت قدرت و کیفیت حکمرانی در یک کشور است. گذار از اقتصادهای مبتنی بر منابع طبیعی به سمت حکمرانی مالیاتی، می‌تواند پیوند میان ملت و حاکمیت را از نو بازتعریف کند.

تغییر ماهیت رابطه ملت و دولت در اقتصاد غیرنفتی

در جوامعی که درآمدها از استخراج منابع طبیعی تأمین می‌شود، حاکمیت اغلب دچار نوعی بی‌نیازی کاذب از مردم شده و خود را «ارباب» می‌پندارد. اما با ورود به عصر حکمرانی مالیاتی، معادله به‌طور ریشه‌ای تغییر می‌کند. در این الگو، دولت دیگر تنها توزیع‌کننده رانت نیست، بلکه بسترساز فعالیت‌های اقتصادی و شریک راهبردی جامعه است.

زمانی که هزینه‌های عمومی از طریق مالیات بر درآمد و سود بنگاه‌ها تأمین می‌شود، جایگاه شهروند تغییر می‌کند:

  • تبدیل شدن از یک رعیت منفعل به یک شهروند مطالبه‌گر.
  • احساس مالکیت بر نظام اداره عمومی و حق بازخواست در مورد بودجه‌ها.
  • ایجاد مسئولیت‌پذیری در برابر نحوه اولویت‌بندی پروژه‌های عمرانی.

شفافیت؛ پیش‌شرط بقای نظام مالیاتی

یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های اقتصادهای رانتی، پنهان‌کاری و فساد ناشی از عدم شفافیت است. اما حکمرانی مالیاتی ذاتاً شفاف‌ساز است. برای اینکه دولت بتواند مالیات عادلانه‌ای دریافت کند، ناچار است گردش مالی و جریان کالاها را رصد کند.

«شفافیت مانند یک خیابان دوطرفه عمل می‌کند؛ همان‌طور که مودیان اطلاعات خود را آشکار می‌کنند، خواستار شفافیت در مخارج عمومی دولت نیز خواهند بود.»

دولت‌هایی که از مالیات مردم درآمد کسب می‌کنند، باید برای حفظ مشروعیت خود، گزارش‌های تفصیلی از نحوه مصرف وجوه عمومی ارائه دهند. در غیر این صورت، با مقاومت مدنی و افزایش فرار مالیاتی مواجه خواهند شد.

بازسازی سرمایه اجتماعی و حس مالکیت عمومی

در اقتصادهای نفتی، زیرساخت‌ها اغلب با نگاهی به «اموال دولتی» و به مثابه مال بلاصاحب نگریسته می‌شوند. اما حکمرانی مالیاتی این ذهنیت را متحول می‌کند. وقتی شهروند می‌داند جاده‌ها و بیمارستان‌ها با مالیات او ساخته شده‌اند، نسبت به آن‌ها احساس مالکیت مشاع پیدا می‌کند.

این پیوند میان پرداخت مالیات و مشاهده ثمره آن در خدمات عمومی، منجر به موارد زیر می‌شود:

  1. افزایش حفاظت داوطلبانه از اموال و زیرساخت‌های عمومی.
  2. کاهش تخریب و استهلاک زودهنگام پروژه‌های ملی.
  3. ترمیم شکاف‌های طبقاتی از طریق بازتوزیع عادلانه ثروت.

نتیجه‌گیری

گذار به سمت یک نظام مالیاتی کارآمد، تنها تغییر در قوانین نیست، بلکه بازتعریف هویت دولت و شهروند است. در حالی که نفت سرمایه‌ای میرا و ناپایدار است، حکمرانی مالیاتی منبعی پایدار و جوشیده از خلاقیت و تولید جامعه است که می‌تواند ثبات و مشروعیت بلندمدت را تضمین کند.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗