آیکون خبر

خبر کامل

راهکارهای جامع مراقبت از سلامت روان کودکان و خانواده در شرایط جنگی

چگونه در بحبوحه جنگ، از سلامت روان کودکان و خانواده خود محافظت کنیم؟

در شرایط بحرانی جنگی، مراقبت از خانواده فراتر از حفاظت فیزیکی است و ابعاد حیاتی‌تری نظیر حمایت روانی، تأمین نیازهای اساسی، مدیریت منابع و اطلاع‌رسانی صحیح را در بر می‌گیرد. استرس، اضطراب و ترس‌های عمیق، به ویژه در کودکان و سالمندان، از پیامدهای ناگزیر جنگ است که اهمیت مراقبت جامع و صحیح را دوچندان می‌کند. این مقاله به بررسی راهکارها و نکات کلیدی برای محافظت از عزیزانمان در چنین شرایطی می‌پردازد.

جملاتی که باید از گفتن آن‌ها به کودکان پرهیز کرد

در مواجهه با کودکان در شرایط جنگی، برخی جملات که به ظاهر تسلی‌بخش هستند، می‌توانند آسیب‌های روانی جدی‌تری وارد کنند. در ادامه به این جملات و جایگزین‌های مناسب آن‌ها اشاره می‌شود:

  • «نترس، چیزی نشده»
    این جمله احساس ترس کودک را انکار می‌کند و او را دچار احساس گناه یا شرم می‌کند. به جای آن بگویید: «می‌دونم خیلی ترسناکه، منم یه کم می‌ترسم، اما من پیشتم.»
  • «قوی باش، گریه نکن»
    گریه راهی طبیعی برای تخلیه هیجانات است. سرکوب آن اضطراب را درونی‌تر می‌کند. به جای آن بگویید: «اگر دلت می‌خواد گریه کنی اشکالی نداره، منم اینجام.»
  • «همه چیز خوبه، هیچ خطری نیست»
    این جمله دروغی آشکار است و اعتماد کودک را از بین می‌برد. به جای آن بگویید: «خطرهایی هست، اما ما همه تلاش‌مون رو می‌کنیم تا ازت مراقبت کنیم.»
  • «تو باید مراقب خواهر برادرات باشی»
    این جمله بار روانی سنگینی بر دوش کودک می‌گذارد. به جای آن بگویید: «من مراقب شما دوتام، اما اگر کمک کنی مثلاً دستش را بگیری، خیلی ازت ممنون می‌شم.»
  • «اگر آروم نباشی، دشمن ما رو می‌بینه»
    این جمله کودک را از ابراز احساسات می‌ترساند و می‌تواند منجر به اضطراب مزمن شود. به جای آن بگویید: «الان بهتره یه کم ساکت باشیم تا بتونیم با خیال راحت‌تری از خودمون مراقبت کنیم. می‌خوای با هم آروم بازی بکنیم؟»

نقش صداقت و حضور عاطفی والدین

والدین نیز در شرایط جنگی مضطرب و ناراحت هستند. اما اگر بتوانند زخم‌های خود را به کودک نشان دهند، بدون اینکه او را مضطرب کنند، معجزه می‌کند. گفتن «من هم می‌ترسم، اما با هم قوی هستیم» به کودک می‌آموزد که ترس بخشی از بحران است، نه پایان دنیا.

صداقت والدین همراه با حضور عاطفی، بسیار حیاتی است. مادر می‌تواند گریه کند، اما همزمان دست کودک را بگیرد و بگوید: «من اینجا هستم.» پدر می‌تواند بترسد، اما با صدای آرام با فرزندش صحبت کند و او را در آغوش بگیرد.

جامعه و احیای امید

جامعه، حتی در دل جنگ، می‌تواند احیاگر باشد. معلمی داوطلب، قصه‌گو، یا نوازنده‌ای که موسیقی می‌داند، هر کدام می‌توانند بخشی از یک زندگی تازه را به کودک هدیه دهند. کودک باید بداند که دنیایش فقط از اخبار ترسناک، خاک و دود و آتش ساخته نشده است.

در جنگ، کودک اغلب فراموش‌شده‌ترین قربانی است؛ جسمی که در تصاویر دیده می‌شود، اما روانی که نادیده گرفته می‌شود. اگرچه نمی‌توان بمب‌ها را متوقف کرد، اما می‌توان صدایمان را به صدای کودک نزدیک کرد، شنید، پذیرفت و در آغوش گرفت.

اهمیت نقاط اتکا و روتین‌های ثابت

در دنیایی که همه چیز دستخوش بی‌ثباتی است، کودک به یک نقطه اتکا نیاز دارد؛ هرچند کوچک و نمادین. این نقطه می‌تواند یک پتو، یک عروسک قدیمی، یا قصه‌ای تکراری و آشنا باشد که مادر زمزمه می‌کند.

در یکی از کمپ‌های پناهندگان در اردن، مادرها هر شب برای کودکانشان، حتی در میان تاریکی و سروصدای دیگر چادرها، شعری آرام‌بخش زمزمه می‌کنند. کودک به تکرار و ثبات نیاز دارد؛ چیزی که هر روز شبیه روز قبل باشد، مانند یک لیوان آب قبل از خواب یا حضور مادر کنارش تا به خواب رود. این روتین‌ها در ذهن ناآرام کودک تصویری از ثبات می‌سازند و ترس را کاهش می‌دهند.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗