خبر کامل
پیامدهای روانی جنگ: زخمهای پنهان و راهکارهای روانشناختی

جنگ و زخمهای پنهان روان: بررسی عمیق پیامدهای روانی در جامعه ایران
پیامدهای روانی جنگ، زخمی عمیق و ماندگار است که نه تنها رزمندگان، بلکه شهروندان عادی را نیز درگیر میکند. در چهار دهه اخیر، مردم ایران سه بار با تجربه جنگ مواجه شدهاند که هر بار، سلامت روان جامعه را تحت تاثیر قرار داده است. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف آسیبهای روانی ناشی از جنگ، از جمله تجربیات مستقیم، داغ از دست دادن عزیزان، آوارگی و سقوط اقتصادی-اجتماعی میپردازد و راهکارهای روانشناختی برای مواجهه با این بحرانها را مورد تحلیل قرار میدهد.
آسیبهای روانی جنگ: زخمی که پنهان نمیماند
مجله طب نظامی در زمستان ۱۳۸۱، مقالاتی پژوهشی در مورد آسیبهای جنگ منتشر کرد که سه مورد از آنها به طور خاص به آسیبهای روانی میپرداخت. روانشناسان و روانپزشکان بر این باورند که بررسی خسارات روانی جنگها، از مسئولیتهای مهم آنها در هر جامعهای است که درگیر جنگ میشود. یک مرکز روانپزشکی با شعار «بعد از هر جنگ، نبردی در سینه باقی میماند، مراقب قلبتان باشید» بر ماندگاری این زخمها تاکید میکند.
مقالات منتشر شده در این مراکز، آسیب روانی جنگ را زخمی میدانند که پس از پایان یا توقف موقت جنگها آشکار میشود. دلایل این آسیبها به چهار گروه اصلی تقسیم میشوند:
- تجربه مستقیم درگیریها: شامل رزمندگان و غیرنظامیان در مناطق جنگزده.
- داغ مرگ عزیزان یا مجروحیت غیرقابل ترمیم: از دست دادن افراد نزدیک و آسیبهای جسمی شدید.
- آوارگی و بیخانمانی: مهاجرت اجباری و از دست دادن سرپناه.
- سقوط اقتصادی و اجتماعی: از دست رفتن شغل و درآمد و حس طردشدگی.
این عوامل، پیامدهای بسیار بدتری را به همراه دارند که بهبود و رهایی از آنها یا غیرممکن است یا به مدت زمان بسیار طولانی پس از جنگ نیاز دارد.
جنگ، تصمیم دولتها و رنج مردم
جنگها تصمیم دولتها هستند و مردم هیچ نقشی در آغاز آنها ندارند. تصویر تلخ فرار مردم، چه به صورت مهاجرت اجباری و چه با قدمهای هراسان از میدان بمباران، واقعیت مشترک همه جنگهاست. این رنج، بدون توجه به ملیت، نژاد، مذهب یا وضعیت مالی، بر همه انسانها تحمیل میشود.
فرید براتی سده، روانشناس، آسیبهای روانی جنگ را بسیار ماندگارتر از بلایای طبیعی میداند، زیرا جنگ محصولی انسانی است که میتوانست اتفاق نیفتد. او معتقد است که در شرایط کنونی، مردم در وضعیت «بقا» قرار دارند و عمق زخمهای روانی جنگ ۴۰ روزه، حداقل تا سه ماه دیگر قابل تشخیص نخواهد بود.
تکرار جنگ و افزایش آسیبها
مردم ایران در طول یک سال، دو بار با جنگ مواجه شدند. جنگ ۱۲ روزه قبلی، به دلیل کوتاهی مدت و عدم گسترش در خیابانها، تبعات روانی کمتری داشت. اما جنگ ۴۰ روزه که از ۹ اسفند تا ۱۹ فروردین ادامه داشت، به دلیل طولانیتر شدن و وسعت مناطق مسکونی درگیر، آسیبهای بسیار بیشتری به شهروندان غیرنظامی وارد کرد.
- تخریب گسترده: بیش از ۱۳۵ هزار واحد مسکونی و تجاری تخریب شد.
- خسارات در پایتخت: بیش از ۴۷ هزار واحد مسکونی در تهران آسیب دید.
- آوارگی: حدود ۶ هزار نفر از شهروندان پایتخت به هتلها منتقل شدند.
- جراحات جسمی: بسیاری دچار شکستگی، آسیبهای بینایی و شنوایی، یا قطع عضو شدند.
نظریههای روانشناختی در مواجهه با تنش
در روانشناسی ضربههای روانی، دو نظریه اصلی در مورد تاثیر تنشهای مکرر وجود دارد:
نظریه فرسایش:
این نظریه بیان میکند که تداوم تنشها باعث بروز بیماریهای روانتنی مانند فشار خون، میگرن، بیماریهای قلبی-عروقی و حتی سرطان میشود. بدن در برابر تنشهای ممتد دچار فرسایش و فروپاشیدگی میشود.
نظریه تابآوری:
این نظریه معتقد است که تجربه تنشها باعث افزایش تابآوری میشود، زیرا افراد قادر به تحلیل و توجیه شرایط خواهند بود و میتوانند به وضعیت موجود معنا دهند. به عنوان مثال، مردم رودبار پس از جنگ ۸ ساله، زلزله ویرانگر را راحتتر از مردم بم تحمل کردند، که این تفاوت به فاصله زمانی کمتر با ضربات روانی جنگ ۸ ساله نسبت داده میشود.
با این حال، با وجود تابآوری بیشتر مردم به دلیل تجربیات قبلی، گستردگی جنگ ۴۰ روزه و حجم آسیبها و خسارات، تاثیرات جسمی و روانی آن را تشدید میکند.
تابآوری: ویژگی مثبت یا پیامد رنج؟
رئیسجمهور آمریکا در توصیف مردم ایران، به «تحمل زیاد برای رنج» اشاره کرد و این را یک ویژگی مثبت دانست. تابآوری به معنای سختجانی نیست، بلکه به معنای نشکستن و بازگشت به شرایط پیش از رنج است. این ویژگی در مردم ایران بسیار زیاد است و یکی از دلایل دوام ملت ایران در گذرگاه تاریخ محسوب میشود.
اما باید توجه داشت که تواتر و استمرار تنشها، تاثیرات فیزیولوژیکی، روانی و جسمی درازمدت خواهد داشت که آثار آن بعدها آشکار خواهد شد.
قربانیان جنگ: از غیرنظامیان تا امدادگران
در جنگهای اخیر، با گروههای مختلفی از آسیبدیدگان مواجه هستیم:
- غیرنظامیان: متحمل خسارات مالی و جانی در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه.
- قربانیان ثانویه یا پیرامونی: افرادی که عزیزان یا تمام زندگیشان را از دست دادهاند اما جسمی سالم ماندهاند؛ همچنین امدادگران و خبرنگاران بحران.
تمام این افراد در معرض استرس پس از حادثه (PTSD) قرار دارند. علائم شوک اولیه، که یک واکنش بقاست، حدود سه ماه طول میکشد و پس از آن، علائم روانشناختی شدیدتر بروز خواهد کرد.
افرادی که تابآوری کمتری دارند، عزیزان مهمی را از دست دادهاند، از حمایت اجتماعی کمتری برخوردارند، تمام زندگیشان را از دست دادهاند، یا شاهد صحنههای دلخراش بودهاند، بیشتر در معرض آسیبهای روانی قرار میگیرند.
سقوط اجتماعی و اقتصادی و آسیبهای روانی
بسیاری از جنگزدگان، به دلیل نابودی خانه و سرمایه زندگیشان، با فاجعه سقوط از جایگاه اجتماعی و اقتصادی مواجه میشوند. علائم روانشناختی در این گروه، ماندگارتر است، زیرا تجربه از دست دادن جایگاه اجتماعی و اقتصادی به طور مکرر در ذهن آنها تکرار میشود و با وضعیت کنونیشان مقایسه میگردد.
آسیبهای روانی امدادگران و عکاسان
امدادگران، آتشنشانان و خبرنگاران بحران نیز دچار آسیبهای روانی میشوند، به خصوص آنهایی که با اجساد کودکان مواجه میشوند. پدیدهای به نام «سندروم خلیج فارس» نیز در میان امدادگران جنگ مشاهده شده که نشاندهنده تاثیرات روانی عمیق مشاهده صحنههای دلخراش است.
برای مدیریت این فشارها، آموزشهای تخصصی روانشناختی و جلسات گروهی برای تخلیه روانی ضروری است. صلیب سرخ آمریکا با انجمن روانشناسی این کشور همکاری نزدیکی دارد و روانشناسان در تمام عملیات امداد و نجات حضور دارند.
عکاسان جنگ نیز، با ثبت لحظات تلخ و دردناک، نوعی تخلیه روانی را تجربه میکنند. لنز دوربین برای آنها کارکرد درمانی دارد و روایت آنچه ثبت میشود، به معنا دادن به تجربه و تحمل ضربه کمک میکند. علاوه بر این، مطلع شدن جهان از واقعیت بحران جنگ از طریق عکسهای خبری، کارکرد مثبت روانشناختی برای عکاس دارد، همانند آثار ماندگار رابرت کاپا.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۵:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۷