خبر کامل
داخلیسازی خودرو در ایران: مزیت یا چالش؟
جدیدترین آمارهای منتشر شده درباره میزان عمق ساخت داخل و ارزبری خودروهای تولیدی در سال ۱۴۰۴، بار دیگر بحث دیرینه صنعت خودروی ایران را برجسته ساخته است: آیا افزایش داخلیسازی لزوماً به معنای موفقیت و مزیت برای خودروساز است و آیا ارزبری بالاتر، نشانهای از ضعف و وابستگی بیشتر صنعت خودرو تلقی میشود؟ این گزارش به بررسی این چالشها و مقایسه رویکردهای داخلیسازی در ایران و جهان میپردازد.
وضعیت داخلیسازی در خودروسازان ایرانی
بر اساس آمار، خودروسازان داخلی در میزان داخلیسازی تفاوتهای چشمگیری دارند. ایرانخودرو با متوسط ۷۷ درصد ساخت داخل، بالاترین میزان داخلیسازی را در میان خودروسازان کشور به ثبت رسانده است. سایپا نیز با ۸۱ درصد داخلیسازی، کمترین میزان ارزبری را در محصولات خود دارد که نشاندهنده اتکای کمتر به واردات قطعات است.
مقایسه با خودروسازان خصوصی و مونتاژکار
در مقابل، خودروسازان خصوصی و مونتاژکار تصویر متفاوتی ارائه میدهند:
- کرمانموتور با عمق ساخت داخل ۴۰ درصدی.
- مدیرانخودرو با ۲۱ درصد داخلیسازی، که کمترین عمق ساخت داخل را در میان شرکتهای خصوصی دارد.
همچنین، میانگین ارزبری محصولات این شرکتها قابل توجه است:
- ارزبری محصولات مدیرانخودرو به بیش از ۱۴,۰۰۰ دلار.
- ارزبری محصولات بهمن نیز بیش از ۱۲,۰۰۰ دلار.
داخلیسازی: هدف مطلق یا رقابتپذیری؟
در ادبیات رسمی صنعت خودروی ایران، کاهش وابستگی ارزی و افزایش سهم ساخت داخل، به معنای ملیتر و مطلوبتر بودن خودرو تلقی میشود. اما تجربه جهانی نشان میدهد که داخلیسازی دیگر یک «هدف مطلق» نیست.
صنعت خودرو در سه دهه اخیر به شدت جهانی شده و زنجیره تامین آن در میان کشورهای مختلف توزیع شده است. امروزه حتی بزرگترین خودروسازان دنیا نیز تمام قطعات خودرو را در داخل مرزهای خود تولید نمیکنند.
به عنوان مثال، ممکن است موتور یک خودرو در آلمان، گیربکس در ژاپن، قطعات الکترونیکی از چین و مونتاژ نهایی در مکزیک یا ترکیه انجام شود. در چنین ساختاری، وابستگی ارزی یا واردات قطعه لزوماً نشانه ضعف صنعتی نیست، بلکه بخشی از منطق اقتصادی صنعت خودروی جهانی به شمار میرود. خودروسازان بینالمللی تلاش میکنند هر قطعه را از جایی تامین کنند که هزینه کمتر، فناوری بالاتر و مقیاس اقتصادی بهتری دارد. بنابراین، آنچه در صنعت خودروی جهان اهمیت پیدا میکند نه «خودکفایی مطلق»، بلکه «رقابتپذیری» است.
داخلیسازی اقتصادی در برابر غیراقتصادی
تجربه جهانی نشان میدهد داخلیسازی زمانی مزیت محسوب میشود که سه شرط را همزمان محقق کند:
- کاهش هزینه تولید
- ارتقای فناوری
- افزایش توان رقابتی
در غیر این صورت، داخلیسازی میتواند به عاملی برای افزایش قیمت تمامشده، افت کیفیت و عقبماندن فناوری تبدیل شود. این همان نقطهای است که صنعت خودروی ایران را طی سالهای گذشته با چالش مواجه کرده است.
چالشهای داخلیسازی در ایران
بخش مهمی از داخلیسازی در صنعت خودروی کشور نه بر مبنای مزیت اقتصادی، بلکه تحت فشار سیاستی، حمایت از قطعهسازی و محدودیتهای ارزی شکل گرفته است. تحریمهای بینالمللی و جهشهای مکرر نرخ ارز، سیاستگذار را بیش از گذشته به سمت داخلیسازی سوق داد و کاهش وابستگی به واردات قطعه به یک ضرورت اقتصادی و حتی سیاسی تبدیل شد.
منتقدان معتقدند بخشی از داخلیسازی در صنعت خودروی ایران به داخلیسازی غیراقتصادی تبدیل شده است؛ یعنی تولید قطعاتی که یا فاقد صرفه اقتصادی هستند یا با کیفیت و فناوری پایینتر نسبت به نمونههای جهانی تولید میشوند. نتیجه چنین روندی نیز افزایش هزینه تولید، افت کیفیت و تداوم فاصله فناوری با خودروسازان جهانی بوده است.
مدل تولید خودروسازان خصوصی و مونتاژکاران
بخش عمده خودروسازان خصوصی ایران بر پایه مونتاژ خودروهای چینی و واردات قطعات CKD (قطعات کاملاً منفصل) شکل گرفتهاند. مزیت این مدل تولید عبارت است از:
- سرمایهگذاری کمتر
- تنوع محصول بالاتر
- سرعت بیشتر در عرضه خودرو
در این مدل تولید، داخلیسازی عمیق مستلزم سرمایهگذاری سنگین، تیراژ بالا و شبکه گسترده قطعهسازی است؛ الزاماتی که بسیاری از مونتاژکاران فاقد آن هستند و این امر چالشهای خاص خود را به همراه دارد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۵:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۳۰